|
چشمانش پر بود از نگرانی و ترس
سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه غم دور از تو بودن یه بی بال و پرم کرد نرفتی از یاد من سفر عاشقترم کرد
تو را با غیر میبینم صدایم در نمی آید دلم میسوزد و کاری زدستم بر نمی آید نشستم خون گریستم کنجی افتادم تحمل میرود اما شب غم سر نمی آید
پنج وارونه چه معنا دارد؟؟؟ خواهر کوچکم از من پرسید من به او خندیدم کمی آزرده و حیرت زده گفت: روی دیوارو درختان دیدم باز هم خندیدم گفت دیروز خودم دیدم پسر همسایه پنج وارونه به مینو میداد آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم: بعد ها وقتی غم سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان میفهمی پنج وارونه چه معنا دارد...///!!!
از عذابه رفتن تو میسوزم تو اوج غربت واسه بودن با تو ندارم یه لحظه فرصت اینجا اشک تو چشامو به کسی نشون ندادم اگه بشکنه غرورم خم به ابروم نمیارم وقتی نیستی هرچی غصس تو صدامه وقتی نیستی هرچی اشک تو چشامه حالا رفتی دارم از غصه رفتنت میسوزم کاشکی بودیو میدیدی که چی آوردی به روزم وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش میزنه به وجودم کاشکی از اول نمیدونستی من عاشق تو بودم
بسوزد خانه ی لیلی و مجنون که رسم عاشقی درعالم انداخت اگر لیلی به مجنون داده میشد دل هیچ عاشقی رسوا نمیشد...
بی تو گریه کردم تو شبای بی ستاره انتظارتو کشیدم تا که برگردی دوباره توغروب رفتن تولحظه هامومن شکستم زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم پشت شیشه روزو شب دل به بارون میسپارم من برای گریه هامم چشمامم کم میارم انتظار با تو بودن منو از پا در میاره ترس از این دارم که بی تو تا ابد چشمام بباره
کسی را دوست دارم که ماه هاست از پیشم رفته... اما من باور نکرده ام رفته... در ته مانده ذهنم آقایی را پنهان کردم که هیچگاه دوستم نداشت/هیچگاه لبخندی واقعی حتی قطره اشکی یا شاید لحظه انتظار برایم نداشت... ولی هنوز/هنوز هم توی تک تک قطرات باران خاطرات روزهای بودنش را میبینم... برای چه هنوز دوستش دارم نمیدانم...///!!! |
About![]()
مینویسم خاطرات را با اشک و آه Archives88/07/01 - 88/07/3088/06/01 - 88/06/31 88/05/01 - 88/05/31 88/03/01 - 88/03/31 Links
وروجک عاشق |